این مطلب توسط معلم گرانقدرم آقای علی فلاحی راد نوشته شده است.
دراین پست معنا و مفهوم و آرایه های ادبی و نکات دستوری شعرها و درس های مختلف کتاب وجود دارد.
امیدوارم لذت ببرید.
برای دیدن کل مطلب به ادامه مطلب بروید....
تمام حقوق این پست متعلق به وبلاگ falahirad.blogfa.com می باشد.
قالب:مثنوی(دوگانه)
شاعر:پروین اعتصامی ، معروف ترین زن شاعر فارسی گو فرزند یوسف اعتصام الملک می باشد که در سال 1285 هجری شمسی در تبریز به دنیا آمد . از سن هشت سالگی شعر سروده است . در سال 1320 به علت بیماری حصبه درگذشت . آرامگاه او در کنار بارگاه حضرت معصومه (س) در قم می باشد . دارای دیوان اشعار که شامل انواع شعر ازجمله قصیده و قطعه می باشد . اشعار او آموزنده و اخلاقی و با شیوه ی مناظره سروده شده اند.
لغات:
جرئت:دلیری /شجاعت -جو کناری : جویبار- بامکی: بام کوچک - شاخسار:شاخه های درخت - عجز:ناتوانی- توش:مخفف توشه ذخیره/غذای سفر(آذوقه) - نوکار :در این جا بی تجربه/کسی که تازه به کاری مشغول شده باشد. حدیث:سخن داستان (دراین درس نکته وپند)- دمساز:همدم وهمراه/سازگار -هجوم: حمله ناگهانی /یورش -فتنه :در این درس به معنی بلا و مصیبت- برومند:با ثمر/میوه دار/پربار -گیتی:جهان - سست :ضعیف-
- - - --------- - - ---- - --- - - - - --- ----------------------------------------------------------------------------------------------------------
بیت1:
معنا ومفهوم:روزی بچّه کبوتری با هیجان و آرزوی بسیار بال و پر خود را برای پرواز باز کرد .
آرایه های ادبی:مراعات نظیر:کبوتر-بال وپر-پرواز/واج آرایی:(ب)و(ر)
نکات دستوری:تعدادجمله:1/نهاد:کبوتربچه/مفعول:بال وپر/فعل:بازکرد/قافیه:پرواز-باز
بیت2:
معناومفهوم:ازشاخه کوچکی به شاخه دیگری پریدوازپشت بامی رد شدوکنارجوی آب نشست.
آرایه های ادبی:جناس:شاخکی بامکی
نکات دستوری:2 جمله/کبوتربچه :نهاد/فعل ها : پرید-گذشت/ قافیه ها : شاخساری-جوکناری
بیت3:
معناومفهوم:این راه کوتاه برایش خیلی دور و طولانی به نظر آمد و دنیا پیش چشمانش تار شد.
آرایه های ادبی:تضاد:دور-نزدیک
نکات دستوری:2جمله/نهاد :گیتی- آن راه/ فعل : نمود- شد/قافیه ها:نزدیک-تاریک / چشمش : مضاف و مضاف الیه
بیت4:
معناومفهوم:ازوحشت وترس برجای خود خشک شد واز شدّت خستگی،درمانده و ناتوان شدوازراه رفتن باز ماند.
آرایه های ادبی:-----
نکات دستوری:2جمله/نهاد : او(کبوتربچه)/فعل :شد-درماند
بیت5:
معناومفهوم:خسته شد و از روی ناتوانی و خستگی فریاد زد،مادرش که روی شاخه ی درختی نشسته بود ، گفت:
آرایه های ادبی:فتادازپای کنایه ازناتوانی است.
نکات دستوری:3/کبوتربچه-مادرش/آواز/فتاد-فریادکرد-درداد/فریاد-درداد
بیت6:
معناومفهوم:برای توپریدن بسیارزودوسخت است وهیچ کس ازافرادتازه کاروبی تجربه انتظار کاربزرگ ندارد.
آرایه های ادبی:----------
نکات دستوری:2/پرواز-که/کار/است-خواهد/دشوار-بسیار
بیت7:
معناومفهوم:هنوزقدرت رفتن به کوچه وپروازبرروی بام نداری.اکنون وقت خوابیدن واستراحت توست.
آرایه های ادبی:تکرار:هنوزت
نکات دستوری:2/پای-نوبت خواب وآرام/-------/نیست-است/بام-آرام
بیت8:
معناومفهوم:توباید هنروفن وتجربه لازم رابه دست بیاوری وراه ورسم زندگی کردن رایادبگیری.
آرایه های ادبی:تکرار:می باید
نکات دستوری:2/تو/توش هنر-حدیث زندگی/اندوخت-آموخت/اندوخت-آموخت
بیت9:
معناومفهوم:ابتدابایددوپایت رامحکم برزمین بگذاری بعدازآن به فکر برپاایستادن باشی وبخواهی به خودت متکی باشی.
آرایه های ادبی:تکرار:پا
نکات دستوری:3/ /پا/محکم نهادن-برپای ایستادن/نهادن-ایستادن
بیت10:
معنا ومفهوم:من اینجامانندنگهبانی هستم وتوگنج هستی توباید استراحت کنی ومن سختی بکشم.
آرایه های ادبی:تشبیه:مادرکبوتربه نگهبان تشبیه شده وکبوتر هم به گنج.
نکات دستوری:4/من-تو/------/نگهبانم-هستی-باید/گنج -رنج
بیت11:
معناومفهوم:بسیاراتفاق افتاده است که مرااسیرکردندوکودکان پروبالم رانیز شکسته اند.
آرایه های ادبی:تضاد:آسودگی-رنج
نکات دستوری:2/کودکان/من-پر/بستند-شکستند/بستند-شکستند
بیت12:
معناومفهوم:گاه ازسوی دیوار وگاه ازدرخانه به من سنگ پرتاب کردند گاهی چنگال هایم وزمانی سرم زخمی شد.
آرایه های ادبی:تکرار:سر-گه
نکات دستوری:4/سنگ-سرپنجه-سر/------/آمد-شد/در-سر
بیت13:
معناومفهوم:استراحت یک لحظه بامن همدم نشد گاهی از گربه وگاهی هم ازباز شکاری ترسیدم.
آرایه های ادبی:------
نکات دستوری:3/آسایش-من/------/نگشت-ترسیدم/دمساز-باز
بیت14:
معناومفهوم:فتنه هایی که اززمین وهوا به من هجوم می آوردبه من روش زندگی کردن را یاد داد .
آرایه های ادبی:------
نکات دستوری:1/هجوم فتنه های آسمانی/------/آموخت/آسمانی-زندگانی
بیت15:
معناومفهوم:نهال کوچک بدون ریشه قوی نمیشودتوبایدبرای زندگی تلاش کنی ومن باتجربه هایم تورا نصیحت میکنم.
آرایه های ادبی:-----
نکات دستوری:3/شاخک-سعی وعمل -پند/----/نگردد-باید/برومند-پند
دانش زبانی
حرف اضافه و متمم
حرف
چیست ؟ یکی از انواع کلمه می باشد که خود به تنهایی معنی ندارد اما برای
ارتباط کلمات در جمله به کار می رود . انواع حرف عبارتند از : ربط - نشانه-
اضافه
مهم ترین حروف اضافه کدامند ؟ از : در, از , ،به ، با , بر ، بی , برای ، بهر ، جز ،مگر (جز) ، مانند ، مثل ، چون(مانند) ، تا (فاصله را برساند ) ، ازبهر و ......
متمم چیست ؟ به کلمه ای که بعد از حرف اضافه قرار می گیرد متمم یا نقش متممی گفته می شود .
مانند : انسان به امید زنده است . خانه تا مدر سه پیاده رفتند .
حرف اضافه متمم حرف اضافه متمم
نکته : حرف « را» نشانه ی مفعول می باشد اما اگردر جمله ای به معنای « از - به - برای » باشد حرف اضافه به حساب می آید و کلمه ی بعد از آن متمم می باشد .
مانند : حکیمی را گفتند .( به حکیمی گفتند )
متمم حرف اضافه
سوال :
نقش دستوری کلمات مشخص شده را بنویسید. پرید از شاخکی بر شاخساری رسید از بامکی بر جوکناری
حرف های اضافه را در این مصراع ها پیداکنید .
دل می رود زدستم صاخبدلان خدا را - بی نام تو نامه کی کنم باز - رفت و انشای خود را خواند .
درس ستایش ( پایه ی اول ) صفحه ی 9
بخش اول (یاد تو)
قالب : مثنوی (دو تایی)
شاعر : نظامی گنجه ای ( اطلاعات بیشتر در بخش اعلام )
لغات مهم : سرآغاز : شروع کننده ، آغازگر - نامه : کتاب – مونس : دوست و همدم – کارگشا : حل کننده ی مشکلات – هست کن : به وجود آورنده ، خالق – اساس خلقت : پایه های جهان خلقت ، عناصر چهارگانه ی آب و آتش و باد و خاک –کوته : مخفف کوتاه – درت : درگاه و بارگاه تو – دراز دستی : دخالت و ستمگری ، تجاوز – نانموده : نامعلوم – عنایت : لطف، توجّه ، بخشش – ظلمت : تاریکی – خود : الف ) در مصراع اول یعنی خودخواهی ب) در مصراع دوم منظور خداوند است .
بیت ۱-
الف) معنا و مفهوم: ای خداوندی که نام و یاد تو بهترین آغازگر برای شروع تمام کارها می باشد ، من بدون ذکر نام تو هیچ گاه کتابم را باز نمی کنم .
ب)آرایه های ادبی: تلمیح ؛ اشاره به حدیث پیامبر که می فرماید : هر کاری که با نام خدا شروع نشود ، آن کار بیهوده و ابتر است - جناس : نام و نامه
پ) نکات دستوری : تعداد جمله های بیت ؛سه جمله - ای : نشانه ندا ، یادتو : منادا - فعل جمله ی دوم : «می باشد» پنهان (حذف شده ) - فعل جمله ی سوم ؛ بازکنم - نوع جمله ی مصراع دوم استفهام انکاری تاکیدی
بیت ۲-
الف) معنا و مفهوم: ای خداوندی که یاد تو هم نشین و همدم روح وروان من است نام هیچ کسی را به اندازه ی نام تو بر زبان نمی آورم . (نام تو همیشه بر زبانم جاری است)
ب) آرایه های ادبی: مبالغه ؛ در مصراع دوم نام کسی بر زبان نمی آورم .
پ) نکات دستوری : تعداد جمله ها ؛ سه جمله - ای ؛ نشانه ی ندا - کسی که : منادا - فعل جمله ی دوم ؛ < م > در روانم
بیت ۳-
الف) معنا و مفهوم: ای کسی که تمام مشکلات ما را می توانی حل کنی ، نام مبارک تو مانند کلیدی است که می تواند هر قفلی ( مشکل و سختی ) را باز کند .
ب) آرایه های ادبی: تشبیه ؛ نام تو به کلید مانند شده است - جناس ؛ هستند و بستند
پ) نکات دستوری : تعداد جمله؛ سه جمله - ای ؛ نشانه ی ندا ... -
بیت ۴-
الف) معنا و مفهوم: ای خداوندی که تمام پایه های جهان خلقت را به وجود آورده ای، کسی هم نمی تواند در اراده ی تو در خلقت جهان دخالت و تجاوزی نماید . ( انسان ها از دست درازی در کار تو ناتوان هستند)
آرایه های ادبی) :واج آرایی؛ حرف سین - تلمیح ؛ اشاره به روایات دینی
ب) نکات دستوری : تعداد جمله؛ سه جمله - ای ؛ نشانه ی ندا ... - هست کن ؛ صفت فاعلی مرکب مرخم(هست کننده) - دراز دستی ؛ کلمه ی غیر ساده
بیت ۵-
الف) معنا و مفهوم: با علم خود هم از داستان نوشته نشده آگاه هستی و هم می توانی کتابی که هنوز نوشته نشده است را بخوانی . ( خداوند از همه چیز با خبر است )
آرایه های ادبی) : تلمیح؛ اشاره روایات (الله عالم باالغیب)
ب) نکات دستوری : تعداد جمله؛ دو جمله - نهاد هر دو جمله ؛ تو (پنهان شده)
بیت ۶-
الف) معنا و مفهوم:با لطف و بخشش خود در زندگی مرا به جایی برسان که خودت راضی و خشنود باشید .
ب) آرایه های ادبی: -
پ) نکات دستوری : تعداد جمله؛ دو جمله - نهاد : تو ( هردو جمله) - مفعول : قدمم - آنجا
بیت ۷-
الف) معنا و مفهوم: مرا از تاریکی خودخواهی درون رهایی ببخش و با روشنایی وجود خودت ( خداشناسی) آشنا کن.
آرایه های ادبی) : جناس : خود و خود
پ) نکات دستوری : تعداد جمله : دو جمله - فعل جمله اوّل و دوم : ده (بده)
خود و خود : حاجب - حرف قافیه (رَوی) : ا
بخش دوم (الهی )
قالب : نثر مسجع
نویسنده : خواجه عید الله انصاری ( مراجعه به اعلام )
لغات : ده : بده - جان بازیم : جان خود را نثار کنیم ، جان خود را ببخشیم - دست آویز : یار و یاور ، پناهگاه - پریشان : آشفته و نگران
الف) معنا و مفهوم: خدیا آگاهی به ما ببخش که بتوانیم جان و تمام وجود خود را در راه تو نثار کنیم، روح و روانی به ما بده که به کمک آن آخرت خود را آباد سازیم، خرد و دانایی به ما ببخش که از راه راست و درست خارج نشویم، قدرت تشخیصی بده که گرفتار چاه بدبختی نشویم، ما را یاری کن زیرا بهتر از تو یاوری نداریم، موفّقیّتی بده که در انجام وظایف دینی پا بر جا و استوار باشیم، از ما مراقبت و نگهداری کن تا هیچ گاه آشفنه حال و نگران نباشیم .
ب) آرایه های ادبی: سجع ؛ بازیم و سازیم ، دانایی و بینایی، راه و چاه ، دست گیر و دست آویز
پ) نکات دستوری: ده: فعل امر - الهی: منادا و نشانه ندا (ی) - جان : مفعول - تا : حرف ربط -دست آویز : کلمه ی غیر ساده - دست گیر : مفعول و فعل - نگاه دار: فعل امر - تعداد جمله ها : پانزده جمله
«پایان»
درس سوم ؛ نسل آینده ساز صفحه ی34
قالب : نثر ساده و روان (متن سخنرانی مقام معظم رهبری)
لغات مهم : استعداد = توانایی، ذوق - تحلیل= شرح و تفسیر - به رغم = برخلافِ - انحراف= به بیراهه رفتن ، کج شدن - صلاح=خوبی، درستی، خیرخواهی - پارسایی= پاکدامنی - اعتراف= بیان واقعیّت - همّت=تلاش - اوایل=جمع اوّل - استحکامات=ساختمان ها و مکان های محکم،جمع استحکام - ببالد= افتخار کند - مقتدر=توانا ، قدرتمند - بیانات=سخنان،جمع بیان
نکته زبانی (دستور زبان):
فعل چیست ؟ یکی از انواع هفتگانه کلمه (در زبان فارسی) می باشد که نسبت یا روی دادن حالت ، انجام دادن کار توسط شخصی در زمانی را می رساند . مانند : می نوشت ( عمل و کار نوشتن انجام گرفته است ، توسط او ، در زمان گذشته )
# مهم ترین بخش جمله ، فعل می باشد .
# تعداد جمله های یک عبارت بستگی به تعداد فعل های آن دارد .
# گاهی اوقات فعل جمله در ظاهر حذف شده است اما در معنی وجود دارد. مانند : هرکه بامش بیش ، برفش بیشتر ( هرکه بامش بیشتر باشد برفش بیشتر است )
# نقش دستوری خیلی از کلمات جمله با توجه به فعل مشخص می گردد. مانند نقش مسندی .
دانش ادبی (نکته ی دوم)
زبان
چیست ؟ هرگاه با واژه ها و عبارت ها پیام و مقصود خود را به صورت ساده
بیان می کنیم به ان زبان گفته می شود . مانند : همیشه امیدوار باشید.
سعدی گلستان را در هشت باب نوشت.
# در استفاده از زبان هدف ایجاد ارتباط با دیگران است.
ادبیّات چیست؟ هر گاه مقصود و پیام خود را با استفاده از واژه های مناسب تر و آرایه های ادبی بیان کنیم به آن ادبیّات گفته می شود . مانند : بذر امید در دلش جوانه زد . جنگل و کوه در رستخیز است . همچون شیری قوی پنجه بر دشمن تاخت . غنچه گفت می خواهم آفتاب شوم .
# ادبیّات شکل هنری ، زبان می باشد .
#« زبان » چه گفتن و «ادبیّات » چگونه گفتن است .
تشبیه؛ یعنی مانند کردن چیزی یا کسی به چیزی یاکسی دیگر که به جهت داشتن صفت یا صفاتی با هم مشترک باشند . هر تشبیه دارای چهار رکن می باشد .
ارکان تشبیه : هر تشبیه چهار رکن دارد .
مشبه( طرف اول ) ، مشبه به( طرف دوم )، وجه شبه(طرف سوم ) ، اداتتشبیه (طرف چهارم تشبیه) .
مشبه ؛ کلمه ای است که می خواهیم آن را مانند کنیم .
مشبه به؛ : چیزی است که مشبه را به آن مانند کرده ایم .
وجه شبه (دلیل شباهت) صفتی است که بین مشبه و مشبه به مشترک است و مشبه به در داشتن آن معروف است .
ادات تشبیه : به کلمه هایی از قبیل ؛ مانند،هم مانند، مثل ، چون، همچون ، نظیر و سایر کلمات هم معنی آن ها که وسیله ی برقراری تشبیه می شوند ادات تشبیه گفته می شود.
# مثال برا ی تشبیه : چهره اش مانند آفتاب می درخشد.
چهره اش: مشبه
آفتاب : مشبه به
می درخشد: وجه شبه
مانند : ادات تشبیه
## دانا چو طبله ی عطار است، خاموش و هنر نمای.
### نام تو کلید هر چه بستند .
#### دلش سنگ است .
بعضی اوقات در تشبیه ادات و یا وجه شبه ذکر نمی شود که با توجه به شباهت مشبه و مشبه به می توان به آن پی برد . مانند ؛ امام حسین (ع) همچون شیر با دشمنان می جنگید . ( وجه شبه ؛ دلاوری و بی باکی )
تشبیه از جهات مختلف انواعی دارد.
آرایه ی تشخیص
تشخیص ( آدم نمایی ، انسان انگاری ، شخصیت بخشی / Personification) :
هر گاه اعمال ، حالات، رفتار و آرزوهای انسانی به یک پدیده ( غیرانسانی ) نسبت دهیم و جلوه انسانی بگیرد آرایه ی تشخیص به وجود می آید.
مانند : آسمان خوشحال شد. ( آسمان که یک پدیده می باشد حالت خوشحالی که مخصوص انسان است به خود گرفته است )
* گل بخندید و گفت از راست نرنجیم . ( گل که یک موجود غیر انسان است صفت انسانی خندیدن و سخن گفتن و ناراحت نشدن گرفته و انجام داده است و در نتیجه شخصیت انسانی گرفته است )
* غنچه هم گفت گر چه دلتنگم.
* از نجوای نخل های لب آب داستان ها می شنیدید.
* ابر می گرید و می خندد از آن گریه چمن .
* درختان دست برآورده اند و با زبان سبز راز گویند.